دوشکاچی

خاطرات علی‌حسن احمدی

خاطرات علی‌حسن احمدی

دوشکاچی

علی‌حسن احمدی در سال 1342 در روستای لیلمانج از توابع شهرستان سنقر و کلیایی در استان کرمانشاه دیده به جهان گشود. او دوران کودکی و نوجوانی خود را در این روستا گذرانید و با پیروزی انقلاب اسلامی و آغاز جنگ تحمیلی، به عضویت بسیج و سپس سپاه پاسداران انقلاب اسلامی درآمد و وارد عرصه مبارزه حق علیه باطل گردید. وی در دوران 8 ساله دفاع مقدس در عرصه‌ها و عملیات‌های زیادی حضور داشته و بارها طعم مجروحیت را چشیده است. کتاب خاطرات وی با نام «دوشکاچی» در اسفندماه 1398 در انتشارات سوره مهر به زیور طبع آراسته شد و در اختیار علاقمندان این حوزه قرار گرفت.

دنبال کنندگان ۱ نفر
این وبلاگ را دنبال کنید

۴ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «عملیات نصر7» ثبت شده است

«عملیات نصر۷ سندی از قدرت نظامی و معنوی ایران است. این عملیات، نماد ترکیب توان نظامی و ایمان رزمندگان ایرانی در یکی از سخت‌ترین نبردهای جنگ تحمیلی بود.»

گفتگوی خبرگزاری فارس با آقای «علی‌حسن احمدی» راوی کتاب «دوشکاچی» در رابطه با عملیات نصر۷

مشاهده متن گفتگو

روایتی جذاب از یک تصمیم شجاعانه و ایثارگرانه علی‌حسن احمدی در میانه عملیات نصر۷

وقتی دوشکاچی مختصات موقعیت خودش را به توپخانه خودی می‌دهد!

با آوای: مسعود کرمی

برای دریافت این پادکست اینجا را کلیک نمایید.

«ایستادگی جانانه در برابر نبردی نابرابر»

روایتی از عملیات نصر7 توسط علی‌حسن احمدی (راوی کتاب دوشکاچی)

در گفتگویی با خبرگزاری فارس

مشاهده متن گفتگو

... روی ارتفاعات چند سنگر اجتماعی برای استراحت بچه‌ها وجود داشت. سنگری که در آن بودم، 2 متر عرض و 8 متر طولش بود و حدود 10 نفر هم ظرفیت داشت. گرمای داخل سنگر با تعدادی چراغ نفتی تأمین می‌شد ... باد، برف‌ها را به چپ و راست منتقل می‌کرد. همه شیارها و درّه‌ها، صاف و پوشیده از برف شده بودند. ارتفاع برف بر روی صخره‌ها و دامنه‌ها به حدود 10 متر هم می‌رسید. به نظرم آمد که در برخی از نقاط، ارتفاع برف بیش از این حرف‌ها بود. نگاهی به سمت غرب ارتفاعات کردم. در آن باد و بورانی که می‌وزید، چیزی به‌طور واضح مشخص نبود، اما از آنجا بر موقعیت دشمن اشراف داشتیم. این ارتفاعات تا قبل از عملیات نصر7 در دست عراقی‌ها بود و آنها تا سر ارتفاعات، جاده‌های مواصلاتی آسفالته احداث کرده بودند؛ اما بعد از عملیات و تثبیت منطقه، به عقب رانده شدند و تقریباً در دشت منتهی به ارتفاعات استقرار یافتند ...

👈ادامه این خاطره در کتاب دوشکاچی